<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>دفتر خاطرات مهدی صیادی فرد</title>
<link>http://mehdi.se</link>
<description>دفتر خاطرات مهدی صیادی فرد</description>
<language>ar</language><dc:language>fa</dc:language>
<dc:creator>info@mehdi.se</dc:creator>
<dc:date>20-12-1388</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>20-12-1388</sy:updateBase>

<item>
<title>همسفر با آتش و باد!</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=141</link>
<description><![CDATA[&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; همسفر با آتش و باد!<br><br><br><br><br><br><br><br><div style="text-align: center;"><img src="images/Lars.jpg" width="500" border="1" height="533"></div><div style="text-align: center;">&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; <br></div><br>یادم میآد تو اون روزهای خیلی خیلی دور که هنوز خاطراتش از مغزم کاملاً محو نشده تو کلاس اخلاق یکی از بزرگترین استادهای اخلاق ایران "شیخ حسین انصاریان" نشسته بودم.<br>شیخ حسین تعریف میکرد که خداوند روزی به یکی از پیامبرانش (فکر میکنم حضرت موسی بود) امر میکنه که بدنبال "بدترین" موجود خلق شده من همه جا رو بگرد و اونرو با خود بیار!<br>حضرت سراغ بدترین آدمها رفت ولی تردیدی براش پپیش اومد که نکنه خدا اونها رو بقدر آگاهیشون از خدا وزن کشی کنه و گناههاشون در مقابل علمشون به انجام اون گناه وزنی نداشته باشه و حضرت پیش خدا شرمنده بشه! از خیرش گذشت.<br>سراغ حیوانات درنده خو رفت با همین تردید روبرو شد!<br>سراغ هر موجودی که رفت دلش به گناهکار و خبیث دیدنش رضایت نداد!<br>دست آخر حضرت ریسمانی به گردن خود انداخت و سر سجده به درگاه حضرت حق سائید که "خداوندا من اون کسی هستم که خواستی او رو بیارم"!<br>خداوند هم در جواب به حضرت گفت "موسی (!) اگر غیر از این کرده بودی پیامبر من نبودی".<br>این رو گفتم تا از یک دوست خوب سوئدیم براتون بگم و از این داستان چشمهای دوستان چهار موتوره ام چهارتا نشه!<br><br><br><br>"لارش اوکه" یک دوستی بود که تازگیها در کمال ناباوری ما و باقی دوستان ایرانیش به دیدار حضرت حق شتافت!<br>مردی بود شصت و چهار ساله. همسر یکی از دوستان قدیمی ما که از حدود ده سال پیش مسلمون شد (حالا...) و با هم ازدواج کردند.<br><br>اگر بخوام "اوکه" رو تو دو خط تعریف کنم این میشه: " مردی مهربون, کم صحبت, مظلوم, ایثارگر, نجیب و چشم پاک, با گذشت, مهمان نواز, خانواده دوست, عاشق پیشه, نداشتن تعلقات مادی, قانع, خوش سفر, متواضع, مودب, وقت شناس, مبادی آداب و خوش تیپ.<br>"اوکه" عروسی ما دعوت شده بود و علیرقم سادگی بیش از اندازه اون مهمونی, خیلی (گفته بود که) بهش خوش گذشته بود. نمیدونم شاید دلیلش همون سادگی و خنده شوخی های ما بوده و دوستان هم تیپمون! شاید!<br><br>شاید مجموعاً ما یک یا دوبار خونه اونها رفتیم و اونها هم سه یا چهار بار پیش ما اومدند (یادش بخیر تو یکی از این مهمونیها که با خانمش خونه ما اومده بود و من هنوز خونه نیومده بودم از فرصت استفاده کرده بود و تمام ظرفهای نشسته توی آشپزخونه رو شسته بود (-: ) اما بیرون از خونه هر کجا میدیدمش از همون راه دور با لبهای خندون خودش رو میرسوند و کلی چاق سلامتی میکرد.<br><br>"اوکه" مدت پیش "سرطان ریه" گرفت!<br>مدت چند ماهی بیشتر طول نکشید که چمدون سفرش رو جمع و جور کرد تا راهی شه!<br>"اوکه" تو یه روز غم انگیز زمستونی درد شدیدی به سراغش اومد.<br>به سه فرزند خونده و هشت عضو خونواده خبر داد که "حال خوشی ندارم"!<br>همه ظرف یک نصف روز از هر کجا که بودند (حتی یکی دو تاشون از شهر های دور و با هواپیما) خودشون رو به خونه رسوندند.<br>پرستارهای "اوکه" بعد از رسیدن آخرین مهمونها آمپول آرامبخشی رو به او تزریق کردند تا کمی درد تسکین پیدا کنه, اما اوکه خیلی زود از حال رفت و بعد از یک "کمای" دو ساعته برای همیشه دوستانش رو تنها گذاشت و رفت!<br>به همین سادگی.<br><br>"اوکه" یک وصیت عجیب و غریب و "رومانتیک" هم داشت!؟<br>وصیت کرده بود که بعد از مرگ جسمش رو بسوزونند و خاکسترش رو به باد بسپرند!<br><br>خاکستر "اوکه" چند روزی بعد از فوتش با بادهای سرد "استکهلم" مهاجرتی طولانی رو آغاز کرد.<br>یادش به خیر و روحش شاد...<br><br>مهدی صیادی فرد<br>شانزدهم اسفند ماه 1388<br>هفتم ماه مارس 2010<br><br><br>استکهلم/سوئد<br>نکته : خاطره فوق, چرکنویس اولیه مطلب میباشد و بسبب کمبود وقت بدون ویرایش نهائی درج گردیده.بهمین دلیل از غلطهای املائی و انشائی آن پیشاپیش عذرخواهی میکنم.چینش کوچه بازاری کلمات و جملات نوشتارم نیز سبک مورد پسند نوشتاری حقیر میباشد که امیدوارم باعث رنجش اساتید ادبیات فارسی نگردد.<br><br>]]></description>
<guid isPermaLink="false">141@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار  (ع</dc:subject>
<dc:date>16-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>باز ما بیشتر از کوپنمون حرف زدیم!</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=140</link>
<description><![CDATA[&#160;&#160;&#160;&#160; باز ما بیشتر از کوپنمون حرف زدیم!<br><br><br><br><br>هر وقت ما کمی بیشتر از کوپنمون حرف میزنیم دستهای غیب فعال میشند و به جونمون میافتند.<br>این یکی از تلاشهائی هست که تو هفته گذشته اتفاق افتاده و تا این لحظه به نتیجه "زیادی" نرسیده!<br><br><div style="text-align: left;">Your Confirmation Code is: jsjVhs76jsh*****<br><br>Please enter it in your browser or use one of the following urls to reset your password:<br><br>SSL Reset Link:<br>https://mehdi.se:2423/resetpass/?action=reset&#38;pass= jsjVhs76jsh*****&#38;user=Admin<br><br>NON-SSL Reset Link:<br>http://mehdi.se:2423/resetpass/?action=reset&#38;pass= jsjVhs76jsh*****user=Admin<br><br><span style="color: #FF0000;"><span style="color: #000033; font-weight: bold;">Password reset was requested from :</span> 41.249.118.43</span><br></div><br>امر تازه ای نیست.<br><a style="color: #0000FF;" target="_blank" href="http://www.elaw.ir/archives/news/2006/07/000454.php">پیش از این هم زیاد اتفاق افتاده.</a><br>متاسفانه امروز مجبور شدم راه تماس تمام بازدیدکنندگان "مراکشی" سایت رو سد کنم!<br>دلیش هم سعی و تلاش "بعضی ها" از اونجا برای هک کردن سایت هست.<br>حوصله توضیح بیشتر ندارم.<br>اگر همزبونی اونجا هست که این کار براش مشکل آفریده ازش عذرخواهی میکنم.<br><br>مهدی صیادی فرد<br>هشتم اسفند ماه 1388<br>بیست و هفتم فوریه 2010<br>استکهلم/سوئد<br><br>]]></description>
<guid isPermaLink="false">140@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار (پا</dc:subject>
<dc:date>8-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>توریستها و کوهنوردان بی گناه خارجی!</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=139</link>
<description><![CDATA[<p>قابل توجه حامیات توریستها و کوهنوردان بی گناه خارجی</p><p><br></p><p><br></p><p><br></p><p><br></p><p>پلیس دوبی : دو نفر از این مظنونان که گذرنامه استرالیایی دارند (تروریستهای قاتل محمود محبوح) در ماه اوت برای انجام یک عملیات شناسایی با قایق به ایران سفر کرده بودند!</p><p><br></p><p style="text-align: center;">لیست جدید از تروریستهای عامل شهادت محمود مبحوح<br></p><p style="text-align: center;"><title>HTML clipboard</title><a href="article139.html"> <img src="images/Terrorist.jpg" width="530" border="1" height="400"></a></p><p style="text-align: center;"><br></p><p><br></p>]]></description>
<guid isPermaLink="false">139@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار</dc:subject>
<dc:date>6-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>پاسداران جنایتکار خمینی! (2)</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=138</link>
<description><![CDATA[اشکم در اومده!<br>روزهام به سرعت برق و باد شب میشند, بدون اینکه بتونم از اونها کوچکترین استفاده ای بکنم.<br>خیلی از این بابت تشویش دارم. دلیلش هم روشنه!<br>هزار رو یک حرف نزده.<br>عمری کوتاه.<br>فرصتی بسیار کم!<br>بنویسم تا وقت نمرده...<br><br>حاج رضا گرم صحبت شده بود و رفته بود تو جنگ بوسنی!<br>بوسنی؟<br>عجب! چی ممکنه باعث بشه که یک بچه جنوب شهری تو این سن با اینهمه جراحات روحی و جسمی از ده سال جنگ (آره ده سال), اینطور سرگردون جبهه های جنگ حتی تو وادی غریب باشه.<br>پول؟<br>نه بابا پول کدومه. پول دار بود و بودند که جاشون تو جنوب شهر و جوادیه و نازی آباد نبود!<br>عجب! پس چطور اسم اینها رو برادران "مجاهدین خلق" و به تبع اونها دولتمردان غرب, امریکا و اسرائیل گذاشتند " پاسداران جنایتکار خمینی"؟<br>مرتب هم اینها رو حتی بصورت فردی و شخصی مورد تحریم قرار میدند؟<br><br>دوست دارم همینجا حاج محمود جوانبخت و حاج رضای برجی رو (پیش از پرداختن به جنایتهاشون!) رها کنم و کمی به "دوستان مجاهد خلق" بپردازم و بزرگواری و مردونگیشون در جنگ مردانه با این جنایتکاران!<br>میدونید که کدوم مجاهدین رو میگم؟ همون "<em>فضل الله المجاهدین</em> علی القاعدین اجرا عظیما"!<br><br><div style="text-align: center;">********<br></div><br>در آستانه انقلاب و همزمان با تجاوز ارتش عراق به ایران خیابانهای تهران عرصه "مجاهدتهای" مجاهدین خلق بود. صدام از جنوب کشور به جان "پاسداران جنایتکار خمینی" افتاده بود و در پایتخت کشور "مجاهدین" در حال "حماسه آفرینی" بودند.<br>اجازه بدید تا بدون قلمفرسائی بیشتر به سراغ یکی از "جوانمردانه ترین" عملیاتهای این عزیزان "مجاهد" بریم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد"!<br><div style="text-align: center;"><br><div style="text-align: right;">موضوع داستان ما برمیگردد به&#160; یک پسر بچه "16" ساله پاسدار, که اینک به دست بیش از "13" تن از دلاور مردان "مجاهد خلق" به "اسارت" درآمده است (ربوده شده است)!<br><div style="text-align: center;"><br>********<br></div></div></div><font face="Tahoma" size="2"><font color="#000000">... خيلي با کابل شکنجه شده بود.<br>مصطفي معدن پيشه به من گفت که ما ديروز خيلي آنها را شکنجه کرديم تا معلوم 
شود که آيا خانه را زير نظر داشتند يا نه اما آنها انکار کردند و ظاهرا خانه را زير 
نظر نداشتند...<br>
&#160;سئوالات را آماده کردم وکار شکنجه را شروع کردم .آنها را به نوبت داخل حمام 
مي برديم و در حاليکه پاهايشان تاول زده بود و حال نداشتند آنها را روي صندلي بستيم 
و صندلي را خوابانديم و من با کابل ميزدم و آنها که از درد ناله مي کردند و فرياد 
مي زدند مصطفي دهان آنها را با پارچه گرفته بود .آنقدر آنها را زدم که تاولهايي پاي 
آنها ترکيد و خونريزي کرد ...<br>
&#160;وقتي پاهاي آنها خونريزي کزد مصطفي پاهاي آنها را باند پيچي کرد و آنها را 
براي شکنجه مجدد آماده کرد.<br>
&#160;من مرتب از آنها سئوالاتي مي کردم و آنها انکار ميکردند و جوابي نمي دادند،از 
بالا گفتند که حتما آنها اطلاعات دارند ...<br>
&#160;روز بعد کار را شروع کرديم .جواد محمدي ابتدا به جان آنها افتاد سپس آنها را 
روي همان صندلي ها بستيم و روي پاهاي متورم وخون آلود آنها آبجوش ريختيم طوري که 
پوست بدن آنها ترک خورد و تاولها مي ترکيد .دندانهاي آنان را در حاليکه با مشت دهان 
آنها را خون آلود کرده بوديم و شکسته بود با انبر دست کشيديم ،اين کار در حالي بود 
که ديگر رمقي در بدن نداشتند و در حالي که ناله مي کردند گوش آنها را با چاقو 
بريديم ...آنها بارها بيهوش ميشدند و باز به هوش مي آمدند .<br>
&#160; يک بار که يکي از آنها به هوش آمده بود تقي (مسعود قرباني ) اتو را گذاشت بر 
روي کمر يکي از آنها و در حالي که اتو داغ شده بود بدن آنها را سوزاند که مجددا 
بيهوش شدند...<br>
&#160;آب داغ روي سر وصورت آنها ريختيم که سر و صورتشان تاول زد و سپس موي سر آنها 
را به همراه پوست سرشان که سوخته بود کنديم و با ميله هاي سربي که داشتيم به سر 
وصورت آنها زديم طوري که فک يکي از آنها شکست.<br>
&#160;</font></font><br><br>(جهت مطالعه کل داستان روی لینک "ادامه " کلیک کنید)<br>]]></description>
<guid isPermaLink="false">138@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار  (ع</dc:subject>
<dc:date>4-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>وقتی تروریستها مدعی میشوند!</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=137</link>
<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><div style="text-align: right;">&#160;&#160;&#160;&#160; وقتی تروریستها خود مدعی میشوند!<br></div><br><br><br><br><br><br><div style="text-align: right;">شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به درخواست برخی از کشورهای غربی خواستار اعزام نماینده ای جهت تحقیق در خصوص شکنجه و قتل در زندانهای ایران شد. همین دول و همین سازمان در خصوص ترور و آدمکشی کودک نامشروع خود (اسرائیل) سیاست سکوت و ابهام را پیش گرفته اند.<br>تصاویر زیر متعلق به برخی از اعضاء گروه بزرگ ترور "محمود مبحوح" میباشد که جهت انجام این ماموریت به کشور "دوبی" اعزام شده و پس از انجام این ترور به کشورهای اروپائی ارجاع داده شدند.<br></div><br><a style="color: #FF0000;" target="_blank" href="images/terroristTeam-2.jpg">جهت تماشای تصویر بزرگتر لطفاً روی آن کلیک کنید.</a><br><br><a href="article135.html">جهت تماشای اصل فیلم ترور روی اینجا را کلیک کنید</a><br><br>&#160;<br><a target="_blank" href="images/terroristTeam-Mabhoh2.jpg"> </a><a target="_blank" href="images/terroristTeam-Mabhoh2.jpg"> <img src="images/terroristTeam-Mabhoh.jpg" width="527" border="1" height="483"></a><br><br><br>اسامی متهمان ترور مبحوح عبارتند از: "پیتر الونگر" با گذرنامه فرانسوی به عنوان متهم نخست، "کوین دافرون"، "گیل فولر" و "اوان دنگال" با گذرنامه های ایرلندی به ترتیب متهمان ردیف دوم تا چهارم هستند.<br><br>همچنین شش متهم دیگر به نام های "پل جان کلی"، "ملوین آدام میلداینر"، "استیون دانیل هودز"، "مایکل لورانس بارنی"، "جیمز لئونارد کلارک" و "جاناتان لوئیس گراهام" دارای گذرنامه های انگلیسی بودند و یک متهم دیگر به نام "مایکل بودینگ هاینر" دارای گذرنامه آلمانی بوده است.<br><br>دو نفر از عاملان ترور مبحوح نیز فلسطینی هستند که یکی از آنها افسر سابق تشکیلات خودگردان فلسطین&#160; و دیگری با پیتر متهم نخست دیدار کرده است.<br></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">137@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار (پا</dc:subject>
<dc:date>29-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>واکنش شتابزده نسبت به اعزام گروه ترور به قطر</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=136</link>
<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">&#160;&#160;&#160;&#160; آنروز دور نیست!</span><br><br><br><br><br><br>تنها ساعاتی پس از افشای هویت تروریستهای اعزامی موساد به دوبی برای قتل "محمود مبحوح" دولتهای اروپائی مورد اشاره پلیس دوبی در اقدامی شتابزده پاسهای افراد عضو تیم ترور را "جعلی" خواندند (ماخذ/رفرنس: "الف" از شبکه خبری اینتلیجنت سرویس انگلیس/بی بی سی).<br><br>در این میان آقایان گاف بزرگی داده اند و آن غیر قابل جعل (فوق العاده دشوار بودن اصل امکان قابلیت جعل) بودن این پاسهاست!<br><br><br><div style="text-align: center;"><img src="images/BiometricPass-4.jpg" width="512" border="0" height="448"><br></div><br><br>موضوع از این قرار است که پس از عملیات سیا در یازدهم سپتامبر آقایان در همان ایالات متحده قانونی را وضع نمودند که کار دست اروپا داد!<br>این قانون از این قرار بود که پس از آن واقعه دولتهای اروپائی زمان محدودی مهلت داشتند تا پاسپورتهای خود را به پاسپورتهای "بیومتریک" تغییر دهند. قانونی که تمامی بیست و هفت عضو اتحادیه اروپا بعلاوه کشورهای اسکاندیناوی آنرا ظرف مدت مذکور اجرائی کردند (ماخذ/رفرنس: "ب" از سایت خبری مجالس اروپا).<br><br><div style="text-align: center;"><img src="images/BiometricPass-7.jpg" width="512" border="0" height="323"></div><br>در پاسپورتهای "بیومتریک" تمامی مشخصات فردی دارنده گذرنامه از اثر انگشت گرفته تا فاصله های دو چشم, ابروها,گوشها, اندازه لب, فاصله آن تا بینی, فاصله رستنگاه مو تا رستنگاه ابروها, قد, وزن, رنگ چشم, رنگ مو, رنگ گونه و پوست,ارتفاع بینی از کف صورت, ارتفاع لبها از کف صورت, ارتفاع برآمدگی ابروها و چشم, زادگاه, علائم ویژه, امضاء و.... همه و همه بصورت "دیجیتال" ثبت و ضبط شده اند بصورتی که کار جعل و استفاده دو نفر از یک گذرنامه را غیر ممکن میسازد.<br><br><div style="text-align: center;"><img src="images/BiometricPass-6.jpg" width="512" border="0" height="312"></div><br>حالا آقایان ظرف تنها چند ساعت جملگی با قاطعیت اعزام تروریست به کشور دوبی را از بیم تیره شدن روابط دیپلماتیک با اعراب رد کرده و این امر را به "جعلی بودن مدارک ایشان" ارجاع میدهند! (آنهم نه یک نفر که یازده نفر!) و متعاقب آن عدم امکان ره گیری ایشان.<br>امری که بالنفسه غیر ممکن میباشد! چرا ؟<br>چرا که زمانیکه در دنیا حتی دو اثر انگشت نیز یکی نمیباشد چگونه ممکن است تمامی مشخصات "بیومتریک" ایشان با یکدیگر تطابق داشته باشد؟<br><span style="font-weight: bold;"><br></span><div style="text-align: center;"><img src="images/BiometricPass-1.jpg" width="512" border="0" height="382"><br><span style="font-weight: bold;"></span></div><span style="font-weight: bold;"><br>فرودگاههای اروپا شدیداً تحت کنترل و ضبط میباشد</span><br> گذشته از مطلب فوق و صرفنظر از آن , رفت و آمد افراد به فرودگاههای اروپا شدیداً تحت کنترل و ضبط میباشد و فرد از ایستگاه اتوبوس , مترو, دوبی و... تا رسیدن به فرودگاه شدیداً تحت کنترل امنیتی میباشد. بصورتیکه برای یافتن محل سکونت یک مسافر کافیست پلیس اور را به صورت معکوس از "گیت خروجی" به اولین ایستگاه ورودی او به ترافیک تعقیب کند تا بتواند براحتی او را شناسائی و دستگیر کند.<br>در اروپا حتی شرکتهای تاکسیرانی نیز مشخصات مبداء و مقصد مسافر و نام او را ثبت میکنند!<br><br><div style="text-align: center;"><img src="images/biometrikpass.jpg" width="512" border="0" height="353"></div><br>راه دیگر کنترل تماسهای افراد و تلفیق آن با رهگیری "باسهای/مراکز" کنترل تصاویر است.<br><br> راه&#160; دیگر رهیابی یک مظنون از "پازل" سازی گرفته ها / ورودی محدود (مقرون به صحت) یک مظنون با دادههای "دینامیک/متغیر" یک "باس/مرکز" ثبت و کنترل میباشد. بدین معنا که اگر در یک موقعیت جغرافیائی مشخص مظنون تماسی با یک کارت تلفن اعتباری گرفته فرد مورد تماس را از طریق باس مخابراتی/آنتن گیرنده موبایل رهیابی کرده و اطلاعات فرد مورد تماس را اعم از موقعیت جغرافیائی و مکانی مورد تحقیق قرار داد تا در این بین به اطلاعاتی دست یافت که از حیث اهمیت جزء اطلاعات "ثابت" و قابل استناد (دوربینهای اماکن) باشد.<br><div style="text-align: center;"><br><img src="images/BiometricPass-5.jpg" width="512" border="0" height="312"><br></div> <br><span style="font-weight: bold;"> آنچه در این میان بسیار حائز اهمیت است </span><br><br> آنچه در این میان بسیار حائز اهمیت است این است که خیلی سریع بایستی با این جنگ جدید که دامنه آن با ترور "دکتر علیمحمدی" استاد فیزیک دانشگاه تهران توسط موساد به کشور ما نیز کشانده شد مقابله کرد! <br>فردی که از مدتها پیش نامش بهمراه چند صد نام دیگر در لیست ترور منافقین و موساد قرار داشت.<br>در اینجا بد نیست انتقادی را نیز متوجه نیروهای خودی کرد! <br>وظیفه نیروهای اطلاعاتی ما "اجرای" سیاستی بوده (و هست) که در مقابل چنان تهدیدی/تهدیدهائی, راهی را برای پیشگیری از آن به اجرا در میآوردند و منتظر عملی شدن آن نمیماندند!<br>(اگر چه یک انتقاد عاقلانه همیشه بایستی با پیشنهادی سازنده همراه شود اما بنظر نمیرسد در این خصوص بتوان پیشنهادهای زیادی را "مطرح کرد" ! )<br><span style="font-weight: bold;"><br></span><div style="text-align: center;"><img src="images/BiometricPass-3.JPG" width="512" border="0" height="601"><br><span style="font-weight: bold;"></span></div><span style="font-weight: bold;"><br>با این تفاسیر به این نتیجه میرسیم که</span><br> خداوند دشمنهای ما را از احمق ها آفریده .<br>یکی از همین احمقها (آقای جرج - و - بوش) حدود هشت سال پیش (از این نوشتار) با صدای بلند شروع مجدد یک جنگ قدیمی بنام "جنگ صلیبی" را اعلام کرد اما همین شخص هم آنقدرها احمق نبود که تاکتیکهای این جنگ را پیشاپیش معرفی و مطرح کند. لذا یک روز به عراق لشگر کشی کرد و روزی به لبنان. یک روز به افغانستان و روزی به غزه. یک روز مسلمانان کشور خود را در بند کشید و روز دیگر مشغول ساخت دیوار موشکی شد. یک روز "عماد مغنیه" را ترور کرد و روز دیگر "محمود مبحوح" را, یک روز جنگ نرم را به ایران کشانید و روز دیگر ترور را...<br><br><div style="text-align: center;"><img src="images/BiometricPass-2.jpg" width="512" border="0" height="512"></div><br>امیدوارم بیدار شویم پیش از آنکه با شوک برقی در اطاق هتل بیدارمان کنند! <br>امیدوارم آنروز نیاید که در بستر میرانده شویم و یا میدان جنگمان با ظلم و بی عدالتی را از خانه دشمن به درب منزلمان بیاورند!<br>امیدوارم سربازان گم نام امام زمان هرچه زودتر&#160; زحمت این سفرهای طولانی را از "اورشلیم و نیویورک و لندن و پاریس" به "بیروت و دمشق و تهران و دوبی" را از ترور کنندگانمان گرفته (و با متقائد ساختنشان به عدالت و عشق و دوستی) آرامشی ابدی را "در منزلشان" به ایشان هدیه کند. <br>مطمئنم که آنروز دور نیست.<br><br> مهدی صیادی فرد<br> بیست و هشتم بهمن ماه 1388<br> ‏2010‏/02‏/17‏ 03:17:57 ب.ظ<br> استکهلم/سوئد<br> <br><br> <br> <font style="color: #FF0000;" size="4"><span style="font-weight: bold; color: #0000FF;">ماخذ (رفرنس)</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"><br>الف/</span></font><br> http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/02/100216_u04_dubai_hamasleader.shtml<br> <br> گذرنامه مظنونان قتل در دوبی 'جعلی' بوده است.<br> دولت های بریتانیا و ایرلند گفته اند که گذرنامه های متعلق به کسانی که ادعا می شود قاتلان یک مقام ارشد حماس در دوبی هستند جعلی است.<br> ایرلند گفت که نام ها و شماره گذرنامه های سه نفر از مظنونان با هیچ یک از گذرنامه های صادر شده در این کشور نمی خواند. بریتانیا نیز گفت که تصور می کند شش گذرنامه بریتانیایی در دست این افراد جعلی باشد..پلیس دوبی حکم جلب این افراد را در ارتباط با قتل محمود المبحوح در روز 20 ژانویه در هتلی در دوبی، صادر کرده است.<br> دو مرد دیگر، یکی با گذرنامه فرانسوی و دیگری آلمانی، نیز مظنون به نقش داشتن در ترور مبحوح هستند.<br> به گزارش خبرگزاری فرانسه وزارت خارجه فرانسه گفت که "قادر به تایید ملیت این فرد نیست."<br> به گزارش آسوشیتدپرس مقام های آلمانی هم در مورد مردی که گذرنامه آلمانی داشت گفته اند که شماره گذرنامه ناقص یا غلط است.<br> گزارش ها حاکیست که آقای مبحوح برای خریداری اسلحه برای گروه فلسطینی حماس در دوبی به سر می برد.<br> حماس عوامل اسرائیل را به قتل او متهم کرده است.<br> پلیس دوبی سه نفر را که گذرنامه ایرلندی داشتند به عنوان گیل فولیارد، اوان دنینگز و کوین داورون اعلام کرده بود اما دولت ایرلند گفت که نمی تواند هویت این سه نفر را به عنوان شهروندان واقعی ایرلند تایید کند و به علاوه گفت که شماره گذرنامه های آنها واقعی نیست.<br> پلیس دوبی همچنین شش نفر به نام های جیمز لئونارد کلارک، استفان دانیل هودز، پل جان کیلی، مایکل لورنس بارنی، جاناتان لوئیس گراهام و ملوین آدام میلدینر را دارای گذرنامه بریتانیایی اعلام کرده بود.<br> اما دولت بریتانیا گفت که گذرنامه های مورد استفاده این افراد جعلی است و اینکه "تحقیقات در این زمینه را شروع کرده است."<br> معلوم شده است که حداقل چهار نفر در اسرائیل هستند که نام آنها با این مظنونان مشترک است، اما این چهار نفر گفتند که عکس گذرنامه ها متعلق به آنها نیست.<br> دو مظنون فلسطینی در ارتباط با قتل تحت بازجویی هستند. پلیس گفت که آنها پس از قتل به "اردن گریخته بودند" اما نام آنها را اعلام نکرد.<br><br><div style="text-align: center;">*************<br></div> <br> <br> <br><font size="4"><span style="font-weight: bold; color: #FF0000;"> ب/</span></font><br><br><span style="font-weight: bold;"> گذرنامه های جدید بیومتریک در اروپا</span><br><br> http://www.europarl.europa.eu/news/public/story_page/019-45732-012-01-03-902-20090108STO45593-2009-12-01-2009/default_sv.htm<br> <br><span style="font-weight: bold;"> تصویر صورت و اثر انگشت به صورت دیجیتالی در گذرنامه های جدید ذخیره شده</span><br> <br> گذرنامه های بیومتریک جدید در سی کشوراروپایی عملیاتی خواهد شد. این گذرنامه گام های بیشتری را در "مبارزه علیه تروریسم" ، جرم و جنایت و مهاجرت غیر قانونی است و خواهد این پاسپورت از ژوئن 2009 عملیاتی خواهد شد. در این پاس صورت و اثر انگشت باشد بصورت دیجیتالی درخواهند آمد. همه مسافران ، از جمله کودکان کوچک ، باید پاسپورت خود را به منظور کاهش خطر ابتلا به ربودن و قاچاق کودکان داشته باشد. <br> <br><span style="font-weight: bold;"> یک نفر -&#160; یک گذرنامه</span><br> <br> گذرنامه های جدید خواهد در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا بعلاوه نروژ ، سوئیس و ایسلند صادر خواهند شد. مشخصات هر فرد در این پاسپورت بصورت داده های بیومتریک ثبت خواهند شد.<br> <br> در بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه اروپا ، از جمله سوئد ، در حال حاضر فرزندان دارای گذرنامه میباشند، اما در برخی دیگر از کشورهانام فرزندان در گذرنامه پدر و مادر (بیومتریک) خود ثبت خواهند شد. <br> کمیته آزادی های مدنی ، با این حال ، کودکان زیر دوازده را از این امر مثتثنی میداند . اگر چه آزمایشها نشان داده که اثر انگشت کودکان از کیفیت لازم برخوردار نبوده و دائماً در حال تغییر و تکامل میباشد..<br> <br> <br><span style="font-weight: bold;"> قوانین معمول در مورد درخواست گذرنامه</span><br> <br> در حال حاضر تفاوت های زیادی در بین کشورهای عضو است که مدارک ارائه شده باید به هنگام درخواست گذرنامه وجود دارد (برای مثال ، گواهی تولد ، گواهینامه رانندگی ، گواهی تولد ، اجازه پدر و مادر). کمیته آزادی های مدنی ، بر نیاز به ایمن سازی اسناد تاکید دارد. اسناد مذکور بایستی از مادرید (در جنوب شرقی اروپا) تا استکهلم (در شمال غربی آن) یکی باشد.<br> <div style="text-align: center;"><br>*************<br> </div><br>]]></description>
<guid isPermaLink="false">136@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار (پا</dc:subject>
<dc:date>28-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>شش انگلیسی در تیم ترور موساد.</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=135</link>
<description><![CDATA[<div style="text-align: center;"><p style="text-align: right;">&#160;&#160;&#160;&#160; " اندر فوائد داشتن رابطه با انگلیس "</p><p align="center"><br></p><p align="center"><br></p><p align="center"></p><p style="text-align: right;">زمانیکه سه امریکائی (عضو تیم تروریستی/ جاسوسی سیا) درحال ورود غیر قانونی به خاک ایران توسط نیروهای هوشیار ما به اسارت درآمدند امریکا از هیچ هزینه ای برای بی گناه نشان دادن آنها دریغ نکرد.</p><p style="text-align: right;"><br></p><div style="text-align: center;"><a target="_blank" href="http://www.youtube.com/watch?v=XmCLc9O5ZM0"><img src="images/3emrikaei.jpg" width="435" border="0" height="341"></a></div><p style="text-align: right;"><br>اما زمانیکه بدنه انگلیسی تیم ترور موساد عملیات تروریستی خود (ترور نماینده حماس "محمود المبحوح" ) را در دوبی بپایان رسانید و نه نفر از یازده&#160; نفر عضو (تا کنون فاش شده) این تیم را با موفقیت از خاک دوبی خارج کرد حتی حاضر به زیر زره بین بردن آن نیز در سانه های خود (بلاخص بی بی سی) نشد.<br>بطوریکه حتی با فاش شدن بسیاری از جزئیات این ترور نیز باز ترجیح میدهند آنرا نادیده و نا شنیده بگیرند و بیشتر در رابطه با (توهم) "خطر ایران" قلم فرسائی کنند تا " تروریزم بالفعل و برهنه خود و کودک نامشروعشان اسرائیل".<br>در این میان باز سر دو وطن فروش فلسطینی (از طایفه محمود عباس) بی کلاه ماند که پیش از هر موفقیتی فروخته شده و توسط پلیس دوبی دستگیر شدند. <br>امان از دست این خودیهای بیخودی که گناهشان حتی از آن جنایتکاران نامرد نیز کمتر نیست...</p><p style="text-align: right;"> <br></p><p style="text-align: center;"><a target="_blank" href="http://www.youtube.com/watch?v=XmCLc9O5ZM0"><img style="width: 444px; height: 301px;" src="images/Mabhuh.jpg" border="1"></a></p><p align="center"><span lang="fa">بنظر میآید که ضارب اصلی راست دست بوده و جهت جلوگیری از زخمی شدن آن توسط دندانهای </span><span lang="fa">قربانی </span></p> <p align="center"><span lang="fa">و همچنین جلوگیری از برق گرفتگی (توسط دستگاه "شوکر" ) دست چپ خود را باند پیچی کرده باشد</span></p> <p align="center"> <img src="images/Mabhoh-terror-1.jpg" width="415" border="1" height="278"></p> <p align="center"> <img src="images/Mabhoh-terror-2.jpg" width="415" border="1" height="247"></p><br><object width="445" height="364"><embed src="http://www.youtube-nocookie.com/v/XmCLc9O5ZM0&#38;hl=sv_SE&#38;fs=1&#38;border=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="445" height="364"></object></div>]]></description>
<guid isPermaLink="false">135@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار (پا</dc:subject>
<dc:date>27-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>یک ساکن &quot;حیفا&quot; : سلام بر احمدی نژاد!</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=134</link>
<description><![CDATA[در خصوص رجز خوانیهای چند غربی در رابطه با تحریم و دیگر غلطهای اضافی...<br><br><br><br><br><br><br><br>"<span style="font-weight: bold;">امریکا هیچ غلطی نمیتواند بخورد</span>"<span style="font-weight: bold;"> !</span><br><br><div style="text-align: center;"><p align="center">
<img src="images/Flestin.jpg" width="339" border="1" height="424"></p>
</div>دیروز در ارتباط با کاری با یکی از شرکتهای سوئدی در تماس بودم.<br>شخص که جوابگوی من بود اسمی غیر سوئدی داشت. اسمی که تا کنون به گوشم نخورده بود.<br>دیگه تو شناسائی ملیتهای مختلف تو سوئد حسابی وارد شدم اما تن صدای طرف برام کمی تردید درست کرد که آیا این بابا عرب هست یا اسرائیلی!<br>گفتم شاید زیاد جالب نباشه یکضرب ازش در خصوص ملیتش سوال کنم اما اون زودتر از من همین سوال رو از خود من کرد.<br>من خیلی راحت و محکم جوابش رو دادم و گفتم :"ایرانیم".<br>گفت میدونی من از کدوم کشورم.<br>گفتم آره از فلسطین اشغالی هستی, اما حرف "ح" رو بر خلاف هموطن هات خوب ادا میکنی.<br>گفت آفرین. شما ایرانی ها همه نابغه اید.<br>من یک عرب اسرائیلی هستم (اعراب قدیمی ساکن فلسطین اشغالی) اهل شهر "حیفا".<br>بعد گفت میشه تلفنت رو بدی؟ میخوام بهت زنگ بزنم و باهات حرف بزنم!<br>شمارم رو دادم و کنجکاو بودم که با من چیکار داره!<br>بعد از اتمام زمان کار اداری (و احتمالاً از منزلش) تماس گرفت و نزدیک دو ساعت باهام حرف زد!<br>حرف که چه عرض کنم! دوساعت سخنرانی کرد و هوار کشید.<br><br>میگفت "سلام من رو به احمدی نژاد برسون", بهش بگو تو دل ما جا داری. کسی هستی که همه "مافیا چی ها" از تو نفرت دارند اما هربار که سخنرانی میکنی همه مینشینند و تا آخر سخنرانی ات به آن گوش میدهند و نفس از سینه اشان بیرون نمیاید.<br>بگو من هفتاد سال سن دارم و جنگهای زیادی رو بین اسرائیل و عربها تجربه کرده ام اما هیچوقت در تاریخ اسرائیل حاکمان ما تا این حد از ترس به خود... اند.<br>به احمدی نژاد بگو اسرائیل از وحشت حمله ایران و زیر و رو شدن حکومتش شبها خوابهای آشفته میبیند.<br>ما در سالهای گذشته هر وقت از سوئد به اسرائیل رفته ایم شب و روز صحبت از برنامه های شبکه عربی شماست.<br>این حاکمان ما بودند که به عربها برای بسته شدن ماهواره های شما فشار آوردند.<br>دلیلش هم اینه که دیدن مستندهای خبری تازه های نظامی و خصوصاً موشکی شما دیگر جای برنامه های عادی و مزخرف تلویزیون اسرائیل را گرفته.<br>مخالف و موافق دولت و حکومت همه این برنامه ها را به دقت نگاه میکنند. در نهایت هم ما آرزوی فرود هر چه زودتر این موشکها, خصوصاً موشکهای لیزری شما را بر سر "مافیای" حاکم میکنیم و آنها هم در وحشت از فرود غریب الوقوع این موشکها بر سرشان دچار کابوسند.<br>به احمدی نژاد بگو اسرائیل اگر مرد جنگ باشه میره و لبنان را از سر خود وا میکنه. حمله به ایران شوخی ای است که ما خودمان هم به این تهدیدها میخندیم.<br>کی جرات میکنه به این ملت شما چپ نگاه کنه؟<br>اینها که زورشون حتی به غزه هم نمیرسه.<br>ایرانی که موشک به جو میفرسته میتونه راحت اسرائیل رو هم به جهنم بفرسته.<br>ایران که غزه نیست که بشه باهاش شوخی کرد.<br>اینها حتی نمیتونند امنیت شهرهای خودشون رو تو زمان صلح هم حفظ کنند.<br>کی دیگه باور داره که اسرائیل کسی هست؟<br>گذشت اونموقع که اینها برای چهار تا عرب پابرهنه خط و نشون میکشیدند. حالا دیگه حتی حزب الله لبنان هم اگر بخوان میتونند اسرائیل رو به آتیش بکشند. <br>...<br><br><br>دو ساعت داد زد و حسابی که حرفهاش رو زد و گوش ما رو کبود کرد, کمی سکوت کرد و پرسید:"راستی تو خودت کدوم وری هستی؟"!<br>گفتم فرق نمیکنه ما ایرانیها هر کجای دنیا که باشیم وطن خودمون رو به کسی نمیفروشیم. حالا اسرائیل که دیگه اصلاً کسی نیست. راحت باش.<br><br>حالا با این اوصاف جناب رئیس جمهور امریکا و دو سه تا از این خورده ریزهاش در اروپا ("مافیای در راس قدرت غرب") منجمله "کوشنر و فراتینی" برای رژیم صهیونیستی و امریکا خوش رقصی کرده اند و این روزها چیزهای زیادی خورده اند!<br>جانورهائی که حتی بین مردم خودشون هم محبوبیتی ندارند. کوشنری که حتی تو خیابونهای اطراف منزلش هم جرات قدم زدن نداره و فراتینی که اصلاً تو غرب محلی از اعراب نداره. <br>اوباما هم که به درد همین دو گرفتار شده و روز به روز شاهد ریزش هوادارن خودشه.<br>اصولاً ایران تبدیل شده به یک راه فرار که هر رهبر تو سری خورده غربی که جائی بین ملت خود نداره و قصد فرار از فشار را داره به این راه پناه میاره! تا شاید با رجز خوانی برای قدرت اول آسیا وجه ای برای خود کسب کنه! <br>اگر چه خودشون به خوبی میدونند که انتهای این کوچه بن بست است و "سر میشکند دیوارش".<br><br>در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران بد نیست یادی کنیم از امام شهیدان و شهید بهشتی که میفرمودند :<br><br>" <span style="font-weight: bold;">امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند</span>", و " <span style="font-weight: bold;">ای آمریكا از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر</span>".<br><br>مهدی صیادی فرد<br>بیست و یکم بهمن ماه 1388<br>دهم فوریه 2010 میلادی<br>استکهلم/سوئد<br><br>]]></description>
<guid isPermaLink="false">134@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار (پا</dc:subject>
<dc:date>21-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>پاسداران جنایتکار خمینی! (1)</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=133</link>
<description><![CDATA[سرداران "جوانبخت و برجی" , پاسداران جنایتکار خمینی!  (قسمت اول)<br><br><br><br><br><br><br><br>سه شب پیش ظاهراً مهمون داش علی و خانم مهربونش تو استکهلم بودیم.<br>بچه های فوق العاده مهربون و خونگرمی هستند. علی از یک خانواده تهرانی و خانمش از یک خانواده مومن و معتقد و مولتی میلیونر آبادانی الاصل ساکن دوبی.<br>این خانواده یکی از دوستان بسیار نزدیکمون تو سوئد هستند و معمولاً بصورت مرتب از هم خبر میگیریم.<br>از سفر که برگشتیم بدعوت اونها سری به خونه اشون زدیم.<br>اما تنها بعد از گذشت سه روز از این مهمونی هرچی سعی میکنم چیزی از اون رو بیاد بیارم, نمیتونم!<br>عجیب داستانی شده این مریضی کم حافظه گی من!<br>خیلی عجیبه اما حتی یادم نمیاد شام چی خوردیم اونجا.<br>این بیماری تشویش عجیبی تو جونم میندازه. میخوام بشینم و یک شبه همه خاطراتم رو بنویسم!<br>مگه میشه؟ نوشتن اینهمه خاطرات تلخ و شیرین! از کجاش شروع کنم؟<br>جالبه خیلی از این خاطرات تو دلم حک میشه و ثانیه به ثانیه تو فکرشم. اما باز نگرانی فراموش کردنشون دلم رو میلرزونه. دوست ندارم روزی بیاد که این خاطراتم هم مثل خاطرات نوجوانیم کمرنگ و درهم شند.<br>بنویسم. بنویسم تا آلزایمر محاصره اش رو تکمیل نکرده.<br><br><div style="text-align: center;"><p align="center">
<img src="images/Borji-Javanbakht.jpg" width="600" border="1" height="418"></p>
</div><div style="text-align: center;">پاسداران جنایتکار خمینی,(از راست به چپ) سردار رضا برجی و سردار محمود جوانبخت<br></div><br>حکم این دو جنایتکار مرگه!<br>بایستی هر کجا پیداشون شد بی هیچ ملاحظه ای به دار مجازات سپرده شن!<br>این دو جنایتکار تا به حال انسانهای متعددی رو به تیغ سپرده و باعث آزار و شکنجه افراد بسیاری چون خود من شده اند!<br><br>قصه مفصل این ماجرا رو برای بعدهها میگذارم و بطور خلاصه و تیتروار مختصری رو در این خصوص مینویسم تا شرح داستان روزی از زبون خود این دو شنیده شه که قطعاً بسیار بهتر خواهد بود.<br><br>روز دوم یا سوم سفرم بود.<br>زنگ خونه صدا کرد و من جواب دادم.<br>- کیه؟<br>- جوانبختم آقا مهدی. میای بیرون؟<br>بیرون زدم ببینم این آقای جوانبخت کیه و چه شکلیه!<br>یه جوان هم قد و هیکل خودم بود. شاید کمی توپرتر.<br>یک کلاه مشکی مثل "پسرخاله" سرش کشیده بود و یه ته ریش مثل باقی بچه حزب الهی های قدیم داشت.<br>با یه موتور مثل همون هونداهای قدیم بچه های سپاه اومده بود.<br>با یک لهجه خالص جنوب شهری و داش مشتی سلام علیکی کرد و اولین کلامی که بعدش به لب آورد و بعدهها به کرات تکرار شد این بود: "چاکرم به خدا آقا مهدی. خیلی مخلصم"!<br>خدای من! این دیگه کیه؟<br>میخورد از دایناسورهای نسل منقرض شده جنگی باشه که تا بحال هزارتا تریلی هیجده چرخ بی معرفتی ما آدمها و دولتمردهامون از روش گذشته!<br>]]></description>
<guid isPermaLink="false">133@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار  (ع</dc:subject>
<dc:date>20-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>سیگنال غلط!</title>
<link>http://mehdi.se/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=132</link>
<description><![CDATA[<br><br><br><br><br><br>مدتی طول کشید تا از شوک وارده به مغز و اعصابم خلاص شدم!<br>ساعتها غصه خوردم !<br>خیلی فکر کردم!<br>به جائی نرسیدم الا درد دل کردن با دفترچه خاطراتم...<br><br>نمیدونم والله چرا ما بایستی "درست" هر وقت که بصورتی وقیحانه تهدید میشویم کوتاه آمده و به دشمن خود امتیاز داده و "سیگنال غلط" نشان دهیم!؟<br>تصور من که نه! یقین من این است که اگر زمانی که تونی بلر برای آزادی نظامیان خود بما چهل و هشت ساعت وقت داده بود میشد بدون آنکه خطری را متوجه خود کنیم حتی هفته ها و ماهها نیز آنها را نگاه داریم و آب از آب تکان نخورد.<br>دست کم میشد چند روز بعد از آن اولتیماتم زشت آنها را آزاد کنیم!!!<br><br>چه دلیل دارد ما امروز بگوئیم که سوخت هسته ای را تنها در کشور خود معاوضه میکنیم و چند روز پس از تهدید امریکا به جلوگیری از واردات بنزین به ایران به یکباره خلاف جهت جریانات سیاسی داخلی شروع به شنا کردن کنیم و علیرقم اوج گیری روز افزون جو استکبار ستیزی و نفرت مردمی از تصمیمات شرورانه امریکا و غرب یکباره و صد البته "اتفاقی" بگوئیم که معاوضه سوخت هسته ای در خارج از ایران نیز ضرری را متوجه ما نمیکند!؟<br>...<br>]]></description>
<guid isPermaLink="false">132@http://mehdi.se</guid>
<dc:subject>روزنگار (پا</dc:subject>
<dc:date>16-11-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط Mehdi_Sayadi</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>
